• پشتیبانی
  • 02188663515
۱۳۹۸ يکشنبه ۱۲ آبان
تعداد بازدید : 151

اهمیت هدف‌گذاری در مدیریت راهبرانه

در کتاب خرد راهبری خود و دیگری « رابین شارما » داستان بسیار زیبایی از استاد رحمان آورده شده است که به نقل از او می‌گوید: به من می‌گفتندکه باید دقت داشته باشی که در سازمان خودت چه کاری را انجام می‌دهی. روزی استاد رحمان از من خواست تا همراه او بروم تا درس مهمی را به من بیاموزد.
نویسنده: دکتر علی صاحبی
ویراستار: مهدی اسکندری
گردآوری: مونا حکیمی

در کتاب خرد راهبری خود و دیگری « رابین شارما » داستان بسیار زیبایی از استاد رحمان آورده شده است که به نقل از او می‌گوید: به من می‌گفتندکه باید دقت داشته باشی که در سازمان خودت چه کاری را انجام می‌دهی. روزی استاد رحمان از من خواست تا همراه او بروم تا درس مهمی را به من بیاموزد. از تپه‌ای گل‌آلود بالا رفتیم و مدام به زمین می‌خوردیم تا به جایی رسیدیم و در آن‌جا ایستادیم، ابتدا میوه کاج را به دست من دادند و گفت که آنرا روی تنه درختی بگذار و من میوه کاج را وسط درخت قرار دادم. من از قبل می دانستم او تیراندز ماهری است. تیرو کمان خود را درآورد و به سمت کاج نشانه رفت و شکلیک کرد. تیر به میوه کاج برخورد کرد و به زمین افتاد. از من خواست تا میوه دیگری را روی تنه درخت قرار دهم و بار دیگر تیری رها کرد. دوباره به هدف زد. از من پرسید آیا موفق شدم به میوه کاج شلیک کنم؟ و من پاسخ دادم بلی. 

 


از من خواست به نزدیک ایشان بروم و دستمالی را که گل دوزی شده بود از جیبش درآورد و به من داد تا چشم هایش را محکم ببندم. بعد از من خواست که مطمئن شوم که او جایی را نمی بیند. سپس گفت من را روبروی همان میوه کاج و در همان موقعیت قرار بده و سپس تیری را درآورد و شلیک کرد. 


از من پرسید آیا به هدف زدم؟ و من پاسخ دادم خیر، از چند متر آنطرف تر، تیر شلیک شده عبور کرد و به درختی خورد. سپس از من خواست که چشم هایش را باز کنم تا به من یک درس مدیریت مهم بدهد. 


از من پرسید: به نظرت چه درسی را می خواستم به تو بدهم؟ پاسخ دادم: تمرکز؟ پاسخ داد خیر. کمی فکر کردم و گفتم قدرت؟ دقت؟ خستگی؟ و پاسخ داد خیر. و من هرچه فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم. 


استاد رحمان گفت: اگر یک استادی همانند من تیرانداز ماهری است و نتواند هدف خود را ببیند، نمی تواند به هدف بزند. پس انسانی همانند من اگر هدف نداشته باشد، نمی داند به کجا باید برود. 


همه افراد باید اهداف خود را روزانه تعیین کنند. وقتی وارد یک سیستم مدیریتی می شوید و بی نظمی همه جا را فرا گرفته است، در همان ابتدای روز باید برای سیستم خود هدف تعیین کنید، زیرا اگر هدف نداشته باشید، حتی اگر بهترین نیروها رو استخدام کرده باشید، نمی توانید عملکرد خوبی کسب کنید؛ همانند من که وقتی هدف را نبینم، فرقی نمی کند که چقدر ماهر هستم، من نمی توانم به نقطه مورد نظر شلیک کنم. به همین شکل افراد باید برای سازمان های خود هدف گذاری کنند. 


گاهی اهداف، چشم انداز سالیانه، شش ماهه، و یا سه ماهه دارد و گاهی اوقات سیستم به قدری آشفته است که میبایست اهداف بصورت روزانه تعیین شوند. به طور مثال از خود می پرسید که استراتژی امروز چه چیزی است؟ مثلا دلار در وضعیت خاصی قرار دارد، وضعیت بازار، رقابت و تحریم هم به همین شکل است اما با این حال باید استراتژی های بسیار کوتاه مدت بگذارید و از کارمندان خود بخواهید که بر اساس هدف تعیین شده حرکت کنند. 

 

captcha
نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.