• پشتیبانی
  • 02188663515
۱۳۹۸ چهارشنبه ۳۰ بهمن
تعداد بازدید : 468

مقایسه ای بین روانشناسی کنترل درونی و بیرونی

تقریبا 100 سال پیش دکتر جان واتسون در یک اظهار نظر جالب توجه گفت: بچه ای را به من بدهید و من از آن یک دکتر، یک وکیل، یک دزد و یا یک گدا به وجود می آورم و در حدود 50 سال بعد دکتر اسکینر گزارش داد که بچه خودش را (در سنین بین 1 تا 2 سالگی) در یک "جعبه اسکینر" بزرگ کرد تا بهتر بتواند محیط اطراف او را کنترل کند.
نویسنده: توماس پریش، جویسلین پریس
مترجم: فرهاد معمار صادقی
ویراستار: مهدی اسکندری

 

تقریبا 100 سال پیش دکتر جان واتسون در یک اظهار نظر جالب توجه گفت: بچه ای را به من بدهید و من از آن یک دکتر، یک وکیل، یک دزد و یا یک گدا به وجود می آورم و در حدود 50 سال بعد دکتر اسکینر گزارش داد که بچه خودش را (در سنین بین 1 تا 2 سالگی) در یک "جعبه اسکینر" بزرگ کرد تا بهتر بتواند محیط اطراف او را کنترل کند. قبل از این اظهار نظرها، در واقع اولین کسی که در این عرصه پای گذاشت ایوان پاولف بود که با شرطی کردن سگها نسبت به صدای زنگ برای غذا خوردن، جریانی را به وجود آورد که بعدها با استفاده از همین روش واتسون، مردم آمریکا را برای خرید برخی محصولات خاص در فروشگاه ها با استفاده از تبلیغاتی که بر پایه شرطی سازی انجام می شد، ترغیب کرد. لازم به ذکر است که امروزه در بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی نیز از همین شیوه شرطی سازی برای خرید بسیاری محصولات استفاده می شود.


به صورت کلی می توان گفت که مثالهای بالا نشان می دهد که منظور از روانشناسی بر پایه کنترل بیرونی چیست و این شیوه  چگونه کار می کند. نکته مهم روانشناسی کنترل بیرونی این است که در بسیاری از مثالهایی که زده شد رضایت فردی که آزمون روی او صورت می گیرد مطرح نیست. او حتی از اینکه این آزمایشات و تحقیقات قرار است رویش صورت گیرد خبری ندارد. و این موضوعی است که در روانشناسی کنترل بیرونی بسیار پر رنگ به نظر می رسد. بر پایه همین نوع روانشناسی است که در عصر حاضر، هر روز شاهد حجم گسترده ای از هدایت جهت دار افکار عمومی از طریق تبلیغات هستیم.  


روانشناسی کنترل درونی: راهبردی دیگر برای کمک به افراد 


دقیقا بر عکس روانشناسی کنترل بیرونی در روانشناسی کنترل درونی، افراد زمانی بهترین نتیجه را به وجود خواهند آورد که از تمامی امکانات و گزینه های خود آگاه بوده و بر اساس این گزینه ها به بهترین شیوه فکر کرده و به بهترین شیوه عمل خواهند کرد. شناخته شده ترین رویکرد مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی، "تئوری انتخاب" است که دکتر ویلیام گلسر در سال 1998 آن را معرفی کرد. ویلیام گلسر پیش از این در سال 1965 رویکرد درمانی "واقعیت درمانی" را به وجود آورده بود که یکی از بهترین شیوه هایی است که بر پایه تاکید بر مفاهیم اصلی تئوری انتخاب، پیاده سازی شده است. اثربخشی این رویکرد درمانی در پژوهش های بسیاری برای کمک به طیف وسیعی از مشکلات در محیط های مختلف بررسی شده و نمونه هایی از آنها در کتاب ارزشمند واقعیت درمانی در قرن 21 توسط رابرت ووبلدینگ جمع آوری شده است.

 


از آنجا که رویکرد غالب مردم دنیا در حال حاضر استفاده از رویکرد روانشناسی کنترل بیرونی است، برای ارتقا و رشد مفهوم کنترل درونی در میان مردم لازم است تا بر دو مفهوم بسیار ضروری تاکید شود.

 

  1. ایجاد ناهماهنگی شناختی (نوعی استرس ذهنی یا ناهنجاری و احساس ناخوش‌آیند است که بر اثر شرایطی مثل ایجاد همزمان دو یا چند دیدگاه، عقیده، ارزش یا اندیشه ناهمساز در یک فرد به‌ وجود می‌آید). 
  2. جلوگیری از ایجاد واکنش روانی (احساس ناخوشایندی است که در اثر رعایت دیدگاه ها، نظرات، قوانین دیگران به وجود آمده و باعث از بین رفتن آزادی های فرد می شود). 

در مقاله ای از همین نویسندگان در سال 1988، به "هشت مرحله" و یا فاکتور در واقعیت درمانی اشاره شده است که در اینجا می توان این 8 مرحله و چگونگی تطابق آنها با دو اصل فوق را نشان داد.

 

مرحله/ فاکتور

افزایش ناهماهنگی شناختی

جلوگیری از واکنش روانشناختی

رابطه سازی

 

*

پرسیدن عبارت "چه می خواهی؟"

*

*

پرسیدن عبارت "برای آنچه می خواهی در حال حاضر مشغول انجام دادن چه کاری هستی؟"

*

*

پرسیدن عبارت " آیا کاری که می کنی موثر است؟ "

*

*

آیا مراجع طرح عملی دارد

*

*

آیا بر اساس طرح عملی خود عمل می کند

*

*

نپذیرفتن بهانه ها

*

*

هرگز تسلیم نشدن

*

*

 

 

وقتی مراجع به ترتیب با این "هشت مرحله" آشنا شده و با آنها مواجه می شود، به تدریج می آموزد که می بایست نسبت به افکار و رفتارهای خود با مسئولیت بیشتری برخورد کند. در حقیقت، به وسیله این "هشت مرحله" دیگر نیازی به هدایت مراجع توسط مشاور و یا دانش آموز توسط معلم برای رسیدن به هدف نیست، چرا که خود دانش آموز و یا مراجع می تواند تا رسیدن به هدف، خودش این "هشت مرحله" را دنبال کنند.

 


تنها نکته کلیدی این است که هر فردی باید هدفی را برای خود در نظر گرفته و برای رسیدن به آن، در مدت زمانی مشخص اشتیاق داشته باشد. برای مثال یکی از اهداف مهم برای دانش آموزان می تواند این باشد: 

 

 
"خوشحال بودن در مدرسه"
 

 

پس از تعیین هدف باید به این سوال پاسخ داد که: 

 

 
"چگونه می توان به این هدف دست یافت؟"
 

 

بر طبق تحقیقات انجام شده توسط نویسندگان (پریش، پریش، و بلت، 2000؛  پری و پریش، 2003؛ پریش و پریش، 2005) بین برخی رفتارهای خاص دانش آموزان و کسانی که در مدرسه به عنوان دانش آموز شاد شناخته می شدند، یک ارتباط معناداری دیده می شد: 

  • برخورد محترمانه با معلمین
  • برخورد و رفتار محترمانه با سایر دانش آموزان
  • روحیه همکارانه با سایر دانش آموزان مدرسه
  • یادگیری چیزهای مهمی که برای آینده خودشان لازم می دانستند 

با اجرای چندباره این پژوهش در رده های مختلف تحصیلی (کلاس اول، دوم، سوم، ششم و نهم) مشخص شد بین شادکامی بچه ها در مدرسه و چگونگی رفتارشان در مدرسه ارتباط معنی دار و مثبتی وجود دارد. یعنی هرچقدر بچه ها در مدرسه با معلمین و هم کلاسی های خود محترم تر برخورد می کنند، روحیه همکاری با دیگر دانش آموزان دارند و بهترین تلاش خود برای یادگیری مطالب درسی را از خود نشان می دهند در مدرسه به مراتب شادتر از دیگر دانش آموزانی هستند که این رفتارها را انجام نمی دهند. وقتی دانش آموزان مدرسه متوجه نتیجه پژوهش شدند؛ یعنی اطلاع از اینکه این نوع از رفتار منجر به شادکامی بیشتر آنها خواهد شد، احتمال اینکه آنها این رفتار را انتخاب و تکرار کنند افزایش می یابد. 


در این پژوهش معلم ها نقش محوری در فرآیند اجرا نداشتند. به عبارت دیگر با تکرار این پژوهش در میان دانش آموزان و معلمین مختلف نتایج یکسانی بدست آمد، و اینجا سئوالی بوجود می آید و آن این است که: 

 

 
"آیا رفتار محترمانه، داشتن روحیه همکاری و کمک به تلاش برای یادگیری دانش آموزان از طرف معلمین اثری در شادی بیشتر دانش آموزان دارد؟"
 

 


پاسخ مشخص است: داشتن رفتارهایی این چنین از طرف معلمین اثری فزاینده بر رفتار دانش آموزان خواهد داشت. به عبارت دیگر شادی دانش آموزان در مدرسه تنها به چگونگی رفتار آنها در مدرسه بستگی دارد و اگر این رفتارها شامل موارد گفته شده باشد، آنها دانش آموزانی شاد خواهند بود، ولی همراهی و کمک معلمین و نشان دادن رفتارهایی مشابه با دانش آموزان باعث می شود تا رابطه ای بی نظیر بین دانش آموزان و معلمین برقرار شده و در اثر همین رابطه نتایج کسب شده بسیار بهتر خواهد بود.

 

 
در صورتی که معلمین با دانش آموزان در خصوص این مسائل همراه شوند و با آنها همکاری کنند نتایج بسیار خیره کننده ای را هم برای دانش آموز و هم برای معلمین در سالهای تحصیلی در بر خواهد داشت.
 

 

 

captcha
نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.